تبلیغات
جاذبه های شهر کردکوی
یادش بخیر خانه های قدیمی....

یادش بخیر خانه های قدیمی

تاریخ در آنها به زیبایی در حرکت بود

همه چیز عمر داشت، حرف داشت، برکت داشت و

تکنولوژی آن ها را له نکرده بود…

حیاط های باز و بدون دیوار... بوی نان در فضای باز خانه  یادش بخیر

دیوار اتاق های کوچک و مهمان جمعیتی زیاد بود....

برای شام و نهارسفره ها بسیارگسترده اند، نه برای دو نفره و چهار نفره.... دیگ های  کوچک امروزی مفهومی نداشت....

یادش بخیر صدای پیرها شنیده می شد، حضورشان برکت خانه بود و احترامشان جای داشت....

کوزه ها مملو از ترشی بود و ریس ها پر از هندوانه و خربزه...

همسایه حق به گردن داشت ، دست ها صدا داشن....


باغچه ها وسیع بود نه مثل امروز آرزو باشد …

یادش بخیرچایی همیشه روی سماور دم بود....

در خانه همیشه باز بود ایفونی نبود که با دیدن تصاویر مهمان در باز نشود....

مهمانی ها دلیل و برهان نمی خواست... مهمان ناخوانده آب خورشت را زیاد می کرد...

یادش بخیرغذاها ساده و خانگی بود، بویش نیازی به هود نداشت، عطرش تا هفت خانه و کوچه می رفت....

کسی نان خشکه نداشت، نان برکت سفره بود و با بوسی از کنار خیابان جمع میشد....


یادش بخیر گل ها در گلدان ها ی خانه اسیر نبودند....

دست پدر همیشه پر بود، خانه همیشه شسته و صدای خنده همه جا شنیده میشد...

همه چیز زنده بود.....


یادش بخیر هیچ وقت دلخوری ها مشاوره نمی خواست، دوستی ها حساب و کتاب نداشت، سلام ها اینقدر معنا نداشت....

افسردگی بیماری نایابی بود..

عکس و متن از یعقوب محمودی


یعقوب محمودی شنبه 13 شهریور 1395 - 09:54 ب.ظ نظرات()